میگنبرای اولین بار شعری با گویش محلی دار الولایه راوند سروده ام که تقدیم می کنم:

http://s6.picofile.com/file/8221466200/photo_2015_11_07_15_09_03.jpg

 

**بسم الله الرحمن الرحیم**

با این که راوندی میگن زرنگه

یه گوشه کار او  همش می لنگه

برا همه طبیب و نسخه پیچه

تو کار خود علیل و گیج و منگه

یه نقجه دل بده به قصه من

حرف دل ، حرف دلم قشنگه

پکیده حال و رشتمون سلیده

شقرقه خورده ، دل پر از خدنگه

دلا ز غم شکسه و پکسه

جزقاله گشته و همیشه تنگه

گلب و گلوهم شده وضع راون

دس همه رو ماشه تفنگه

گاگله داده ، پیسی ها کشیدیم

پامون همش تو گولوی نهنگه

بعد سی سال یه خال به ما رسیدن

گربه به ما داده میگن پلنگه

سوتال شدیم واسه یه کم توجه

دمبم بدیم گوش همه به زنگه

دم بزنیم انگار ما رو کردن

حرف بزنیم میگن که اهل جنگه

نگم محله چاله  ، چوله داره ؟!

جده هامون پر از پغاز و سنگه

دیفالامون دقز داره ، قناسه

کوچه هامون تاریک و پرت و تنگه

شردار ما الا وکیلی خوبه

همیشه پر توان و شوخ و شنگه

گرانه طرح و فکر و ایده داره

دسش همش تو دسته کلنگه

ولی میگه نگید میخم شر بشیم

ای حرف یه حرف  هرتکی ، جفنگه

چقد  برا تمامتون  دویدم

بدو بیا که شر ، شر فرنگه

حرف حساب ما به بعضی اینه

تو حرفتون جای کمی درنگه

با حرفای قلمبه گولم نزن

فک نکنی روندی خنگ و بنگه

حرف دل تموم ما همینه

" روند " اگر شر نشود یه ننگه

 " فطرت " بگو با مسئولای کاشون

راوندی تا پای جونش می جنگه
 

منبع اصلی مطلب : راوند در رهگذر تاریخ
برچسب ها : میگن
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

آینا گروه : "حرف دل تموم ما همینه "